نو....روز
خوب دیگه خواسته یا نا خواسته ....به دل یا به اجبار ... یه تغییراتی داره پیش میاد کوچیکه اش اینه که کار تعطیله!!!!و...
ازش گریزی نیست...ولی چقد دلم میخواد بزنم دل به این نو شدن... به بهانه ی ترک کهنه های که دیگه وقت دور ریختنشه....و اینقد بد چسبیده به من که واسه کندنشون بهانه میخوام....
میگن اعتیاد از هر نوعش یه بیماریه افراط و تفریطه....و اونچه واسه ترک میخواد یه جرقه دلانه اس....نه یه تدریج منطقی....
سال نو واسه همتون حول شدن حال باشه به احسن الحال
نوروز پیروز
+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
نهاد و گوهر رو چشم سر نمی بینه....
آره وبلاگ
یه جا که حرف میزنی بی اینکه چهرتو( با همه ی میمیکی که کلی حرفو میتونه چپ و راست کنه)دیده بشه
میشنوی بی اینکه ظاهر طرف رو گج فهمی هات قوز بشه
جایی که میگی... داد میزنی ....غر میزنی...ولی بی وسواس لحن.... حرفات شنیده میشه...
بی نگاه چشم سر مینویسی از دلت
ولی کاش بخونیم به دل نظر بدیم به دل...
+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
عدالت پر طمطراق...اما بي معني
به بهانه ي روز زن!
وقتي اينهمه تفاوت بين آدماي يه جنس وجود داره... مسلما نميشه تفاوتهاي زن و مرد و ايجابشونو- حتي- ناديده گرفت...با اين حساب گمونم عدالت يه مفهوم دگم و بي پايه اس..
ولي وقتي يه نگاه ميندازم به قوانين حقوق اسلامي كه تبعيض رو رسما قانونمند كردن...دل آدم به درد مياد
يه چيز ديگه هم اضافه كنم..اگه يه مادري (كه ته عدالته)بخواد بين بچه هاش گلابي قسمت كنه!!!به اون كه وضع دل و رودش بهم ريخته اس كمتر ميده..
لازمه يه نگاه به خودمون بندازيم...بعضي وقتا البته...
وقتي اينهمه تفاوت بين آدماي يه جنس وجود داره... مسلما نميشه تفاوتهاي زن و مرد و ايجابشونو- حتي- ناديده گرفت...با اين حساب گمونم عدالت يه مفهوم دگم و بي پايه اس..
ولي وقتي يه نگاه ميندازم به قوانين حقوق اسلامي كه تبعيض رو رسما قانونمند كردن...دل آدم به درد مياد
يه چيز ديگه هم اضافه كنم..اگه يه مادري (كه ته عدالته)بخواد بين بچه هاش گلابي قسمت كنه!!!به اون كه وضع دل و رودش بهم ريخته اس كمتر ميده..
لازمه يه نگاه به خودمون بندازيم...بعضي وقتا البته...
+نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
جاش خاليه
به رنگ آيينه بود...
سلام را به سبزي رخوت بار بيد....مي ريخت به كلام..
و چنان پر بارش و بي تكرار كه به باران طعنه ميزد حضورش!
ولي...ولي بهاري بود هواي دلش....و هوايي بود بهار وجودش....
سلام را به سبزي رخوت بار بيد....مي ريخت به كلام..
و چنان پر بارش و بي تكرار كه به باران طعنه ميزد حضورش!
ولي...ولي بهاري بود هواي دلش....و هوايي بود بهار وجودش....
+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
به سوي الدورادو
دويدن دنبال چيزي كه دم دست تر از اونه كه ديده بشه....
طمع چيزي رو داشتن كه زياديش دلتو زده ..
بيرون زدن به هواي چيزي كه تو خونه داريش.....
...و عجيب از داستان زندگي كه نمي فهميش تا ندوي....طمع نكني....بيرون نزني....
الدورادو...مسافر كوچولو...وشايد حكايتهاي مشابه تو دل همهمون.....
طمع چيزي رو داشتن كه زياديش دلتو زده ..
بيرون زدن به هواي چيزي كه تو خونه داريش.....
...و عجيب از داستان زندگي كه نمي فهميش تا ندوي....طمع نكني....بيرون نزني....
الدورادو...مسافر كوچولو...وشايد حكايتهاي مشابه تو دل همهمون.....
+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
در چراگاه نصيحت گاوي ديدم سير....
(به بهانه ي كامنت يكي از دوستان)
يه زماني فكر ميكردم چرا پند شنوي اينقد نا بابه....رسيدم به اونجا كه اينهمه آدم....اينهمه مدل مختلف زندگي....اينهمه سليقه جور وا جور.....و اينهمه دلفريبي آزادي...خوب همينه ديگه
تهش يكي آشنا باشه به بازيهاي كلام و رابطه يه تلنگري بتونه بزنه...و يكي ته نقد شنوي باشه يه تكوني بخوره(اعجاز عشق به كنار ....)
پس اگه اينهمه رواج داره موعظه " گمونم ...كرم از خود درخته....
يه زماني فكر ميكردم چرا پند شنوي اينقد نا بابه....رسيدم به اونجا كه اينهمه آدم....اينهمه مدل مختلف زندگي....اينهمه سليقه جور وا جور.....و اينهمه دلفريبي آزادي...خوب همينه ديگه
تهش يكي آشنا باشه به بازيهاي كلام و رابطه يه تلنگري بتونه بزنه...و يكي ته نقد شنوي باشه يه تكوني بخوره(اعجاز عشق به كنار ....)
پس اگه اينهمه رواج داره موعظه " گمونم ...كرم از خود درخته....
+نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
هميشه درد آلوده
يه زماني قبل اينكه زايمان بي درد و سزارين مد بشه...گمونم مادرا خوب حس ميكردن كه لذت زايش چه درد ناكه...
نمي خوام زنونه و مردونش كنم ...ولي گمونم جنس زن زندگيه درد آلوده تري داره ...و به طبعش...لذتهاش هم اصيلتره...عميقتره...اينم چيزي نيس كه ميخوام بگم...
مي خوام از عميق ترين لذت زندگي آدما بگم...كه عجيب درد آجينه....ازعشق
وانگاري عشق و درد اونچنان تنيدن به هم كه بي درد ....عشق انگار كم داره همه چيزشو...
وعشق اين لذت درد آلود تكرار ميشه به درد ..زايش ...لذت و باز دردوزايش و لذت وباز...و باز....وبازهم چراغ بندون زايشهاي مكررهميشه...
وعجيب از اين داستان مكرر كز هر زبان نا مكرره.....
و از اونجا به هم ميرسه كه صداي پاي فاصله هاست....و وصل ممكن نيست....هميشه فاصله اي هست....
+نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
كاشكي آدمها دانه هاي دلشان پيدا بود
حرف ارتباط كه پيش مياد...همه ي دلفريبي هاش متبادر ميشه به ذهن آدم
چالش هاي سازنده اش.....انتقاد جاريه افكار تو لحظات گفتگو....درددلهاي التيام بخشش....دلتنگيهاي شيرينش
حضور دلگرم كننده اش....و.........
ولي عجيبه اينهمه دلفريبي به وسواس بعضي چيزا جمع ميشه بساطش...
وسواس رفتار كردن به خوشايند طرف رابطه.....ترديد كلام به وسواس از دست دادن محبوبيت......وسواس از دست دادن آرامش به ازاي دست يازيدن به نقد و مباحثه.....
و گاهي غافل ميشيم از حرف دل و اينكه دلانه گفتن و دلانه ارتباط ورزيدن...گاهي مي طلبه كه دست انداز بسازه...
كه دلخوشي هميشه با سرخوشي به دست نميآد....و واسه پيمودن اقيانوس گذر از موجهاي ساحل لازمه و لا جرم شيرين...
چالش هاي سازنده اش.....انتقاد جاريه افكار تو لحظات گفتگو....درددلهاي التيام بخشش....دلتنگيهاي شيرينش
حضور دلگرم كننده اش....و.........
ولي عجيبه اينهمه دلفريبي به وسواس بعضي چيزا جمع ميشه بساطش...
وسواس رفتار كردن به خوشايند طرف رابطه.....ترديد كلام به وسواس از دست دادن محبوبيت......وسواس از دست دادن آرامش به ازاي دست يازيدن به نقد و مباحثه.....
و گاهي غافل ميشيم از حرف دل و اينكه دلانه گفتن و دلانه ارتباط ورزيدن...گاهي مي طلبه كه دست انداز بسازه...
كه دلخوشي هميشه با سرخوشي به دست نميآد....و واسه پيمودن اقيانوس گذر از موجهاي ساحل لازمه و لا جرم شيرين...
+نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |
درمان يا پيشگيري!!به بهانه ي كشف داروي ايدز..
خوب به سلامتي داروي ايدز تو مملكتي به بار ميشينه كه هيچكدوم از داروهاي ايراني (از مسكن گرفته تا آنتي بيوتيك و...)قابل مقايسه با نوع خارجي (حتي هندي و پاكستانيش)از نظر كار آمدي نيست....اينش به كنار...
صرف همه ي هزينه ها و طمطراقش هم به كنار...
طولاني كردن عمر آدمي كه هنوز بيماريشو قد كافي نمي شناسه و ممكنه كلي آدم ديگه رو مبتلا كنه هم به كنار....
ولي كاش به اين مسله توجه ميشد كه اگه وقت و هزينه صرف آگاه سازي اقشار در معرض خطر بشه چقدر كمك بزرگي به سلامت جامعه ميشه(گمونم از دبيرستانها بايد شروع بشه)...بازم تو پرانتز(كاري كه غرب كرده و موفق به كنترل رشد بيماري و بعضا كنترلش شده..و جالبه كه از رسانه هاي ما وقتي اسم ايدز_اونهم با رعايت كليه ايجاز و ابهامش_گفته ميشه ...كه يكي ميره اونور آب!!!!!!وغافل از اينكه ايدز بيماري جهان سومي هاست ديگه!!!)
وگمونم اين داستان مكرر زندگي ماست...كه اگه ندونيم كجا و چه جوري بايد هزينه كرد(از وقت و دقت و رفاقت و....)يهو سر حساب ميشي كه چقدر هرز رفتي.....كه اگه جلوي هرز رو بگيريم....ديگه نيازي به كشف درمان نيست!!!!
صرف همه ي هزينه ها و طمطراقش هم به كنار...
طولاني كردن عمر آدمي كه هنوز بيماريشو قد كافي نمي شناسه و ممكنه كلي آدم ديگه رو مبتلا كنه هم به كنار....
ولي كاش به اين مسله توجه ميشد كه اگه وقت و هزينه صرف آگاه سازي اقشار در معرض خطر بشه چقدر كمك بزرگي به سلامت جامعه ميشه(گمونم از دبيرستانها بايد شروع بشه)...بازم تو پرانتز(كاري كه غرب كرده و موفق به كنترل رشد بيماري و بعضا كنترلش شده..و جالبه كه از رسانه هاي ما وقتي اسم ايدز_اونهم با رعايت كليه ايجاز و ابهامش_گفته ميشه ...كه يكي ميره اونور آب!!!!!!وغافل از اينكه ايدز بيماري جهان سومي هاست ديگه!!!)
وگمونم اين داستان مكرر زندگي ماست...كه اگه ندونيم كجا و چه جوري بايد هزينه كرد(از وقت و دقت و رفاقت و....)يهو سر حساب ميشي كه چقدر هرز رفتي.....كه اگه جلوي هرز رو بگيريم....ديگه نيازي به كشف درمان نيست!!!!
+نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعتتوسط ساقی |

