نازنین!
سبز ! از بالیدن نوبرگ جوانه ای است تا.... توهم ! که خواب آگاهی است..
زرد ! از تابش یاسی بر سر دیوار ...تا......افول زندگی در خزان درخت...
قرمز! از اعتبار سکر آور طلوع ...تا .....ابطال خونین خورشید در غروب.
نازنین!
آگاهی و درخت و خورشید ، با رنگ یا بی رنگ به کار سلوکند.....همیشه!
و رنگ تنها... تخفیف اتمسفر سنگین و سختگیر زمین است به آدمیان ! برای داشتن خورشید!!!!
......و رنگ ...
.....رنگ را تنها در رد پای نور بجوی.... که شکستنش در هر منشوری حتی در هفتاد رنگ عشق ! مستی باور است در شرابخانه ی تردید!!!
نازنین!
در اکنون ٍ ما! که سرعت کم کم از صوت به نور نزدیک می شود ، ببین که هنوز پیمودن فاصله ی اندک بین ما چقدر طولانی است .....چقدر!
و تنها نور.....خود ٍ نور.....
رصد میکردم تو را ، در داشته های بی کهکشان!
به فرسایش قلم در نه توی کاغذها
عمر در گذز اندیشه ها
و نگاهی بی قرار در برگهای کوندرا و نیچه و هسه و.........
غافل از اینکه تو !همه من بودی!!همه!
و من فقط آینه می خواستم ..
و آینه ! آن کیمیایی بود که در هر سلامی (حتی بی جواب! ) قطعه ای می یافتم از آن ،هر بار....
آینه در برابر تصویر !!! تصویری نا در کجا معلوم و بی در زمان پیدا...
که ، آنچنان سر به آسمان می ساید این تصویر، که هنوز هم ترا منتظرم ....هنوز...
پ ن :«به دنبال چیزی گشتن در هر سلامی!!»
یکی میگفت: نگاه کاسبکارانه ای است!
یکی میگفت :زندگی همه هزینه و فایده است و تفاوت تنها در نوع ارزشها ست....
نظر شما چیه؟؟
در سفر بودم!نه تنبلی نه کم کاری!که دچار کار بودم...و دلتنگ خواندنها...دست خالی هم نیستم...
سوغات سفر :
۱-بعضی چیزها برای ندانستن است!!
حکایت پای چوبین استدلالیون نیست ،داستان آنجاست ،که وصف لذت غواصی ،فقط آنجا ممکن است که تن سپرده به آب ، در چشمان همراهی که با تو به زیر آب آمده بنگری (حتی از پشت عینکهای نه چندان شفاف !!!)
و به این سوال نشستگان ساحل که:"آنجا چه میگذرد ؟"جوابی نداری جز :"نمی دانم !!!"
۲-واژه آنجا به پرواز در می آید که ،در اقتدار مفهومی به دل نشسته!! و از اندیشه گذشته! باشد.....
۳- آندره ژید، باد در غبغب خودخواهی خویش انداخته بود... آنگاه که نوشت :"اهمیت باید در نگاه تو باشد نه آنچه بدان مینگری !!"
۴-همیشه حسادت را دون شان انسانیت می دانستم ،ولی دریافتم که ،گاهی دلانه های حسادت - به دور از اندیشه مداری های مقایسه گر !! ـ در ترجمان روح سرشار انسان ،چقدر لطیفند!!
۵-شاید تنها کامیونی را دیدم که پشتش نوشته بود:"وجود تنها به حضور نیست ! ای بسا غائبی که خاطره اش هزاران آینده را به تصویر می کشد!!"
ممنون![]()
