به ترنم بوسه های نیایش نگاه میکردم ...
آنجا که مردمان در طوافی نا موزون ،بر آستانی دست می ساییدند،تا اجابت را نیازمندانه تمنا کنند !!
...و خوب پیدا بود ،شکوه چهره ی این ازدحام راز آلود !
امیدواری آنان به استجابت درد است ...
.............امید...........
پ.ن :تقدیم به علی حسین زاده
نوجوانی که در نگاه جستجوگر ،عمیق و صمیمی اش ،آینده ای روشن سوسو میزد...
نشسته!
.....و نشسته در کرانه ی بی کنج تاریکی!
....دست می ساید بر آسمان
که: " خدا را ، روزنه ای !!روزنه ای ! .......!.........."
غافل!
......و غافل ،که سقف شبستان ،کوتاهتر از قامت اوست!!
وتا رسیدن به تماشا * تنها باید قدبرافراشت!!
قد یک قیام!!
.....................
(*تماشا :در لغت به معنی ۲تایی با هم راه رفتن است .)
پ.ن : اخلاق = دانش + عشق
نظر شما در مورد این تساوی چیه؟؟ممنون

