تبليغاتX
ساقی نامه

ساقی نامه

...هوای حوصله ابری است....
 

 

گهگاه که روزهایم را ،حوصله ای که کم آورده ام ،خمیازه می کشد....

 و خلسه ی هیجانی که می گذرد ،خستگی را بو می کشد....

 ....آنگاه که به لحظه هایی اثیری چنگ می زنم و جیوه گون از چنگم می گریزند...

- به یاد می آورم که فاصله های بی رمق را به لبخندی سهمگین و معجزه سا می توان پیمود !!

 

و دیگر هیچ تمنایی (هر چند  محال ) تصویر ترد  این التهاب  را نمی آزارد !

 

 

 

 

پ.ن :در مملکتی فردوسی را به "عجمی که بدین پارسی" زنده کرد !! پاس می داریم ،که اربابانش خلیجی را عربی کرده اند ،که همیشه فارس بوده است......

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعتتوسط ساقی |
...دریغهای جاویدان...
 

یکی می گفت: زندگی در خور "من" ، حتی "ما" نبود ، ولی تنیده شده بود به دور ما ! با این آئین نا نوشته و غریب که : باید راضی و قانع بود!!

دیگری می گفت: "درخور" یعنی آنچه لایق ماست! رضایت مده !  تا قناعت جذب شود ، در  جذبه های عصیان تو ....

 

 

 

یکی :  آغاز اندیشه ، آنجا ، که هنر عقیمانه آفرینش را وداع می کند !  شروع اشتراک ما بود ، بهم رسیدن بی وزن تصویرهای مجازی در این سوی آینه !!

دیگری :  زهدان هنر را ولی ، اندیشه آبستن می کند!! گیریم تا بلوغ نورانی زایش ،بارداری درد اندود و راز آلود جاری است.....

 

 

 

یکی : جهان به اعجاز مشغول بود ،و ما نظاره گرانی بودیم ، که در  " آرامش بی شادی"! سکون را ، نه به فریب ! که به تسلیم !! می پذیرفتیم ..... 

دیگری :...ولی معجزه همچنان ادامه دارد ،نا در مکان و بی در زمان....آفتابی لب درگاه ،که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد !*

 

 

 

یکی : ....مقام این جا ، نا رسیدن است و نا توانستن !!

...که پای رفتن ، زنجیر و نگاه خواستن درگیر است......

دیگری :  حادثه ای پا به ماه کن !!!

آن جا که دستهای "می خواهم  ِ" تو  ، آغوش "می رسم "هایت باشد...

 

 

 

یکی :  ...باید تقسیم شوم ، بین "ای کاش"بودن ها  و "ای وای  " نبودنها !!!

میان گور لذت های نبرده و حضور دردهای نا خوانده !!!

دیگری :  این تقسیم به اعشار می رسد!

 دریغهای جاویدان را دفن مکن !! رها کن ...رها شو !!.......

 

 *از سهراب

 

 

پ.ن -" دریغهای جاویدان "!!

به نظر شما وجود خارجی داره؟!

  

+نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعتتوسط ساقی |