تبليغاتX
ساقی نامه

ساقی نامه

بودن یا نبودن
 

 

آسمان پائیزی ، ستاره ریزان غریبی را آغاز کرده است....

نگران نباش ، لازم نیست حتی قدمی برداری !

تمام ستاره ها زیر پایت " خش خش " خواهند کرد....

و تنها مسئله این است : بودن یا نبودن

 

پ.ن : برفهای کلیمانجارو ( همینگوی)

....قطعا ما را برای کاری که می کنیم ساخته اند ، از هر راهی که آدم گذران می کند ، استعدادش در همان راه به کار گرفته می شود ....و او در سراسر زندگی ، نیروی حیاتی فروخته بود و وقتی آدم عواطفش را ، بیش از حد در کاری دخالت نداده باشد !! در برابر پولی که می گیرد ، چیز ارزنده تری ارائه می دهد....

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعتتوسط ساقی |
....کی شعر تر انگیزد....
 

(منولوگ دوم)

ـاهل "یافتن " بودم

         درد آلوده از "می خواهم بدانم ، تا بمانم " ها

        اسیر رفتن !!  و رسیدن را از فاصله ها پس گرفتن !

...........ولی ، همواره چیزی از قلم ادراک من جا می ماند

چرا که دست منشور ، از بالای بنفش و زیر قرمز ، کوتاه است .....

و چه ساده بودم که ندانستم ، برای  ادراک ! تنها نگاه ( بی منت آینه یا منشور ) کفایت میکرد ...

..........و اما نگاه !!

 

پ.ن : چه قدر توانسته ایم ، نگاه کنیم ؟!

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعتتوسط ساقی |