یلدای نوازش
اینجا ! انتهای پاییز ! ..... ماه به معجزه ی لبخند تو ، کوچ می کند ! تا طعم آسمان را بچشد....
و سعادت تابعی است از هر آنچه تو می خواهی ...
جایی که عشق ! تنها متغیر آشوب زایی است ، که انسجام می بخشد !!
اینجا ! ساعتهایی در یک روز هست ، که شمارَش ! از بیست و چهار ! هم فراتر می رود ...وقتی که در طولانی ترین شب تردید ! رد جاودانه ای از یلدای نوازش حک می شود ...
و خوب به خاطر بسپار نازنین ! که در منظر بی زمان و مکان زندگی ، تنها رنگی که شکوه می آفریند ، بی گمان تویی !!
باش ...
رنگی باش ...........
به رنگ خودت باش !!
+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعتتوسط ساقی |
