این روزها ، در سقف لاک تنهایی ات ، روزنه هایی از نور می شکفد ، که تو را ، در بازتاب هزاران آینه !! از آنچه هستی ، به خودت نزدیکتر نشان می دهد ....
خوب نگاه کن ...
پیچیدن به این بیراهه درد نیست ، خستگی راههای نرفته است که آزارات می دهد!
و به یاد آور !
در هیچ قانونی از دلانه های ما خبری نیست !!
دل تنگی ...دل واپسی....دل نگرانی ...دل خوری...دل آزاری....دل گیری...
ولی همواره رعایت قوانین نشانگر شخصیت.........
.......................
بگذر از تمام رسولان آسمانی و زمینی !!
که گهگاه با تناوبی کوتاه یا بلند ( حتی بلندتر !!) بشارتی را فریاد میکنند....
و به حقارت نزول تمام آیه هایی بیندیش ، که فراموش کردند:
"تو پدید آورنده ی معجزه ی خود هستی !!"
خدا را را به تمامی فرو بده !!
و تمام خدایانی که ساخته ای : خودم خودت خودش...
و ببین !! که این کفر مطلق ، هیچ عارضه ای را به تو عرضه نخواهد کرد !!!!
ـ هیچ!!
پاشویه کن تمام باورهای تب آلوده را !!
که چون جنگجوی شجاعی است که نه ، به ارزش تهور سخت مومن است ...و نه به اعتبار اطاعت !!
و از همینجاست که بیراهه درد نیست !
خسته ای ! خسته ترم !! از اینهمه راه نرفته ....
پی نوشت :
۱ - وقتی تعداد کلیدهایت بیشتر از قفلهایی است که داری ، کمتر پیش می آید که بفهمی ، هیچ یک ، به هیچ قفلی نمی خورد...
۲-کمال زمانی حاصل می شود ،که دیگر چیزی برگرفتنی !! نمانده باشد ! نه زمانی که ، افزودنی باقی باشد ....

